بدون عنوان
مامان و بابای مائده بودن تهران. زن عمو عمل کرد ما اومدین اونها چن روزی اونجا مودن. من و بابا شما رو آوردیم دریا بندرگز خوش بگذرونین ولی حرص ما رو در آوردین چون از همه چیز میترسیدین و سوار نمیشدین. فقط تاب و سرسره میرفتین. راستی سرسره هم دیگه سوار نمیشی چون یه بار زیاد چرخ خوردی و حالت بد شد دیگه سوار نمیشی. کیاسر خونه عمه رقیه. ...
نویسنده :
عطیه ریاحی
10:39



